تبليغاتX
آتلیه یازده
باز كن پنجرهها را كه نسيم
روز ميلاد اقاقي ها را
جشن ميگيرد
و بهار
روي هر شاخه كنار هر برگ
شمع روشن كرده است
همه چلچله ها
برگشتند
و طراوت را فرياد زدند
(فریدون مشیری)

سلام...یه سلام گنده...به چند جهت...اول از همه سلام برای اولین حضورم توی اینجا...دومین سلام هم برای اینکه اولین مطلب رو بعد از عید می‌ذارم ...
از طرف خودم و سایر نویسندگان اینجا عید رو تبریک می گم و امیدواریم سال 85، سالی پر از پاسی و ارشد و انفجاری و تفهمی و سایر قضایا باشه...
برای شروع، مطلبی رو می ذارم که حال کنین و عیدی باشه از طرف من...
.
.
روش های خودشیرینی برای اساتید محترم گروه شهرسازی

مهندس نارنجی‌پوش: زنگ زدن ممتد به موبایل ایشان (به دلیل علاقه وافری که به زنگ خوردن آن دارند)، حضور پررنگ در دفتر مشترکشون و تعریف و تمجید از رنگ‌های اجق و وجق لباسش و لهجه برره ایش و گفتن جمله "ناهار خوردی" با یه تن صدای آروم و اغواگر!

مهندس ریش پرفسوری: استاد بفرمایید!! (لطفا این تیکه رو برای انتقال صحیح حس با لهجه اسفراینی بخونید) این هم کیک و چایی و هوبی و صد البته به همراه کرکسیون های متعدد الکی و نگاهی پرسشگر و خیره با دهانی همیشه نیمه باز و حضور مستمر در دفتر کار ایشون!

مهندس GIS دوست: شنیده ها حاکی از اینه که خودشیرینی برای ایشون در شرایط کنونی برای بعضی از بچه ها از نون شب هم واجب تر شده و بروبچ در روش های ابداعی ماستوندن خودشون نهایت نوآوری و فکر رو به خرج می دن: از جمله چاپ آگهی تبریک در روزنامه، مراجعه مکرر به دفترشون، گذاشتن گل روی شیشه ماشین شون، حمل کردن کیفشون در راه پله و...

دکتر جوان: گوش دادن با علاقه وافر به ایده های طراحی حفظیش از روی کتاب دکتر توسلی و تندتند یادداشت برداشتن، خیره شدن به چشمانش با پلک زدن های آروم و بی منظور، کشیدن اگزونومتریک از هر چیزی که میگه!!

مهندس نسکافه خور: گذاشتن هرگونه خوراکی خصوصا چیپس در کنار ایشون، پرسیدن حال خانم و خانواده از ایشون، آماده کردن نسکافه ایشون و...

 

*از من که گذشت ولی به شما سال پایین تری ها توصیه می کنم خودشیرینی برای این آقایون رو از یاد نبرید. مثلا اگه تو دل مهندس نارنجی پوش بشینید تا ترم آخر بیست هاتون تضمینه یا...


پی‌نوشت: قصد این مطلب هیچگونه توهین یا تمسخر هیچ یک از استادان محترم گروه شهرسازی نبوده و جایگاه این وبلاگ اجازه چنین کاری را به خود نمی دهد، قصد فقط تلنگری بود به دانشجویانی که هر ترم با توسل به امدادهای غیبی و با گذراندن دوره های تخصصی خودشیرینی و پاچه خواری بیست ها را ردیف کرده و از بد روزگار خود را شهرسازان موفق جامعه می دانند!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 5:17 بعد از ظهر  توسط جین‌جیکوبز  | 

می هراسم از اینهمه که بر من می سازی

ودیگر گریزی نیست جز

زیستن در چارچوب هشیاری تو

در نظم شیفته ی تو نفس زدن...

همه جا فرود آمده ای

بر نت ها رنگها و حروف

به کدام سخن دیگر سخن بگویم

زبان مادری ام را باز نمیشناسم

و زبان زمین لکنت است

کدام کلام مال منست؟؟؟؟!!!(ایهام داشت!)

...

 

شک نکن!کلیک کن!

 

 

 

درک وبیان محیط شهری        کد:12103+12104=؟

 

: محسنی خوب که نه,  ولی بهتر نمره میده...ولی سنبل هم میکنه...تفهمی نه خوب نمره میده نه سنبل میکنه...و هر دو دانشجو کش اند و است!...

- یه کم (خیلی!) از ساعت15 گذشته بچه ها دارن دنبال کلاس 1 میگردن یه کم دیگه میگذره تو کلاس 1 جا هم گرفتن!

- یه کم از ساعت 15 گذشته تفهمی اومده  ,در بسته شده..اونایی که جا گرفتن و دم در منتظرن, بازم منتظرن!

- یه کم دیگه میگذره تفهمی تست دانشجو سنجی! رو شروع کرده ناگهان : ف_ _ _(4مرتبه)عدس و کلم قرو..!..(بچه های کد محسنی+" تفهمی!)

- یه کم بعدش مهندس محسنی هم میاد ! 

پشت در کلاس مینویسیم :ظرفیت تکمیل!(۵۶ نفر!+۲تا استاد+۳,۲تا سال بالایی!) البته من یکی که راضیم کلاس باید هیجان داشته باشه!شلوغ باشه!فراگیر باشه!همه گیر باشه!همه باشن!

 

 

2 ساعت بعد...

 

شایعات به شرح ذیل:

 

-         تفهمی تا اردیبهشت بیشتر نیست بعدش میره! - محسنی از هر دو کد امتحان میگیره! – تفهمی سوالا رو طرح میکنه ولی محسنی امتحان میگیره!- محسنی سوالا رو طرح میکنه به هر دو کد نمره میده! – محسنی میره تفهمی میمونه نمره میده !!!! تفهمی میره محسنی نمره نمیده!-  هر دو نمره میدن! - هیشکی نمره نمیده! ....

همینجوری که میشنوم یاد اون جوک اس ام اسی میافتم که چند وقت پیش یکی برام فرستاده بود :

یه روز یه ترکه میبینه یه جا شلوغه میره جلو میپرسه چه خبر شده ؟ بهش میگن هیچی طرف...پ.چ!..(متن کامل جوک هنوز تو گوشیمه اگه خواستین براتون میفرستم!!!!!!!!!(

 

..................... 

 

جلسه ی بعد خیلی مهمه چونکه اگه بازم مختلط برگذار بشه باز باید صبر کرد تا جلسه ی بعد که مهمتره ...که ببینیم بازم همونجوریه یا نه؟؟؟!!!!

کلاس تشکیل نشد(از یو نو !!!)!البته نباید مسئله ی !!!! هسته ای و چالش های ناشی از اونو در این باره نادیده گرفت !(ببخشید!)مهندس محسنی در مقابل بحت و حیرت بچه ها از جلوی در مهندسی(محل اجتماع )رد میشّه و میره(با ماشین!).با دیدن اون صحنه تنها کاری که میشه کرد رفتن به سلفه دیگه!!!(البته من سلف رو خیلی دوست دارم و راضیم!!!فضا باید شلوغ باشه!شاد باشه بوی غذا بده!)!به قول بعضی ها... اسم نمیبرم! تفهمی یه پای این ماجراست!(پای راست یا چپ؟؟؟؟؟؟؟؟؟)نمیدونم !اصن خیلی گیج شدم اینروزا!!!!!!!!!

بای بای

 

(wish u luck

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1384ساعت 12:4 بعد از ظهر  توسط ژاندارک  | 

.
بعد از افتادن مثل خوره‌ی فکر این وبلاگ به جون‌مون، شروع کردیم و گمون می کنم شروع خوبی بود...کارنامه خوبی هم به نظر داشتیم...نه عالی...ولی خوب بود...حداقل مشکلات و ظرفیت های خودمون و خواننده ها و گروه و بچه ها و دانشکده و استادها و...دستمون اومد...توی سه ماه، داشتن ده مطلب، که حداقل سه تاش حرف و سخن و پیامد و گاه گیرهای دانشگاه رو به دنبال داشت، نشون از موفقیت نسبی ما داره...
قصد از نوشتن این سه ماهه، اصلا جمع کردن مخاطب یا حساسیت روی این مسئله نبود، بلکه قصد فقط راه افتادن اینجا و یک شروع بود تا به یک هماهنگی و انسجام برسه، وبعد شروع به کار جدی و پیدا کردن مخاطب های خاص (!) و بروبچ دانشکده و...دلیل خارج شدن از برخی خط قرمزها و وارد شدن به یک سری مطالب حاشیه ای دیگر -که فقط نشانی از به روز شدن اینجا بودند- هم حساسیت موضوعات بود و اینکه ما هنوز در مرحله سبک-سنگین کردن شرایط بودیم...رفتن مهندس محسنی، آمدن احتمالی مهندس مقدم آریایی، دادن یک سری درس های اصلی ورودی 81 به برخی اساتید، نمرات عجیب و غریب بعضی درس ها و...گوشه ای از مسائلی بود که می شد مطلبی نوشت و...ولی، هنوز زود بود...
.
شروع کار اینجا با 5 نویسنده بود که خب با گذشت زمان و علاقه به پیدا کردن تدرجی مخاطب های جدید در همه ورودی ها، با حذف شدن یکی دو نویسنده و اضافه شدن یکی، دو نفر تقریبا اینجا کامل شده و از همه ورودی ها نویسنده و امیدواریم خواننده، داریم و داشته باشیم...
.
با همه‌ی این حرف ها و یه‌جورایی مقدمات، امیدواریم این پست شروعی دوباره و جدی تر از گذشته باشه...
.
این مدت سه ماهه فرصت خوبی بود برای رسیدن به یک سری نتایج...از نتایجی که بهش رسیدیم و از این به بعد اجرا می شه، تایید شدن نظراته...با عذرخواهیه شدید از خوانندگان، به هر حال، شرایط ایجاب می کنه...
.
.
.
.
شروع ترم جدید مبارکتون باشه...هر چند که تلخی نمرات کارگاه برنامه ریزی مسکن مهندس تفهمی و انفجاری و مشارزاده، بچه های 81 رو اذیت می کنه...گروه هم که حداکثر زوری که زد و کاری که تونست بکنه، اضافه کردن 2 نمره به همه کلاس بود...مشروط شدن و پنج ساله شدن که هیچ، ارشد پس چی؟!...
برداشتن درس روش تحقیق -که امسال برای اولین بار با مهندس سعیدی هم ارائه شده- توسط 30 نفر از بچه های 82 و 81 و پرشدن هر دو کد با سقف 45 نفر نمی دونم می تونه نشون دهنده چی باشه، ولی یه چیزه خیلی واضحه اینه که یه پای این ماجراها  تفهمیِ...
.
.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 7:39 بعد از ظهر  توسط خودم  |